تبليغاتX
یکی به نعل یکی به میخ
 
یکی به نعل یکی به میخ
 
 
 

با توجه به تاكيد ......مبني بر حفظ ازش هاي اخلاقي پيشاپيش از رعايت حجاب ...... از بانوان محترم متشكريم. خلبان حسيني و همكارانشان سفر خوشي را برايتان آرزو مي كنند.

هفته پيش بود كه رفتم يه سفر پنج روزه. مهماندار هواپيما بعد از گفتن توصيه هاي ايمني جمله اي رو كه در بالا براتون نوشتمو گفت. اين باعث شد كه حسابي از اين نوع رفتار با خانم ها حالم گرفته بشه. البته از نظر فقهي نمي دونم روابط زن و مرد در آسمان چه شرايطي داره. اما به خودم گفتم چرا همه جا مي گن و مي نويسن كه از پذيرفتن خانم هاي بد حجاب معذوريم. مگه فقط زن ها متصدي حفظ و جلوگيري از منحرف شدن بقيه هستند. چرا هيچ جا نوشته نشده از پذيرفتن مردهاي چشم چران معذوريم. كجا ديديم يا شنيديم كه يك دختر پسري رو فريب بده تا ازش فيلم تهيه كنه و بعد پخش كنه. تو كشور ما كه آموزش ج .ن .س .ي در خانواده ها و مراكز آموزشي جيزه، دختراني كه در ابتدا معصوم  و بي گناه بوده اند و حالا تصاوير خصوصيشان در دست مردم پخش شده، چطور با اين مسائل آشنا مي شوند. مشخصه، از طريق يه مرد كه بخاطر استفاده خودش اون دختر رو به اين راه كشونده. اگر كمي به علت خيانت مردان و زنان به هم فكر كنيم متوجه مي شويم كه علت خيانت مردان بيشتر هوسرانيه در صورتي كه در مورد زنان اين موضوع خيلي كمتر صدق مي كنه و علت ها چيزهاي ديگري است. تعداد مردان خياباني بيشتره يا زنان خياباني؟ تا حا لا ديد يه زن يه مرد رو بدزده؟ خفاش شب مرد بود يا زن؟

ديروز تو خبرگزاري به اصطلاح "برنا" كه به نظرم بايد تغيير نام بده به  "مرگ بر زن نيوز "، چند تا مطلب درباره روابط دختر و پسر خوندم كه تو اين مطالب اولآ اين روابط فاجعه انساني معرفي شده بود و دوما فقط دختران رو عامل همه اين مسائل معرفي كرده بودند. نوشته بود "دختران جوان اگر در خانه با برادر بزرگتر و پدرشان رابطه اي دوستانه داشته باشند هيچ گاه به ارتباط با يک پسر غريبه در کوچه و خيابان نمي انديشند..."

جالب است كه در هيچ قسمت از اين مطلب صرفنظر از بي توجهي به اينكه جنس عواطف در خانواده با كسي كه به او علاقه داريم متفاوته و هر دو نوع محبت مورد نياز انسان هاست به نقش پسران در رابطه اشاره نشده و اينطور القاء مي شه كه تنها دختران و زنان عامل ايجاد رابطه، اونم از نوع منحرفش هستند. اين همان تفكري است كه سعي مي كنه زنان رو خانه نشين كنه. اينان دختران را از زمان شير خوارگي با پوشش كامل مي خواهند. زناني مطيع با رفتار بره وار كه هر چه مرد خانواده گفت بگه چشم. اين تفكر زنان رو كارگزاران شيطان بر روي زمين مي دونه. چقدر بايد تلاش كرد كه به اونها بفهمونيم كه زن هم يعني انسان. با اين وصف مردان خيلي شريف و مودبن كه هيچ وقت به فكر فريب يه زن نمي افتن. اين يك نوع تجاز روحي آشكار به زنان در ايران است كه متاسفانه از يكي دو ماه ديگه كه فصل عوض مي شه با شدت بيشتري انجام مي شه. جالبه كه در يكي از اين مطالب نويسنده براي تبرئه خودش وانمود مي كنه بلوتوث هاي به اصطلاح ضد عرف رو اتفاقي دست ديگران ديده " چند ماه پيش بلوتوثي را در گوشي يکي از دوستان ديدم که چند دختر مدرسه اي در ساعت تفريح پاي تخته در حال رقصيدن و انجام حرکات موزون بودند."  و چند جمله پايين تر مي نويسه " چند وقت بعد هم شنيدم بلوتوث ديگري آمده که اينبار پسران مدرسه اي براي مسخره کردن آن دختران عين همان حرکات را اجرا و پخش کرده اند."

در اينصورت نويسنده سر به راه اين خبرگزاري فقط اين چيزها رو يا شنيده يا دست ديگران ديده و گرنه خودش كه خيلي با اخلاقه و دنبال اين تصاوير نيست. فكر كنم اگه درباره آسيب هاي ماهواره هم بنويسه بگه " چند وقت پيش كه رفته بوديم خونه يكي از همسايه هامون كه ماهواره داشتن...."

مثل اينكه مرغ سحر همچان ناله سر مي كند از اين رنج زنان و دختران ايران. يه جمله از رزا لوگزامبورگ براتون ميذارم. البته درسته با مكتب فكريش موافق نيستم اما زنانگي اش مي تونه قابل تامل باشه.

"بكوش تا يك موجود انساني بماني.....و اين بدان معناست كه محكم، روشن بين و سر زنده باشي..... يك موجود انساني ماندن، يعني اگر نياز باشد، تمام زندگي خود را، شادمانه، بر ترازوي بزرگ سرنوشت افكندن،اما، در همان حال، از هر روز آفتابي ، از هر ابر زيبا به وجد آمدن......"

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 19:34  توسط رضا  | 

برنده هيچ گاه تسليم نمي شود، و تسليم شونده هيچ گاه برنده نمي شود.

با اين جمله كه از"فلورانس كدويك" نقل كردم همين ابتداي كار موضع خودمو اعلام كردم. يك "نه" بزرگ به تحريم. چون تحريم در جامعه ما به معناي حذف شدن تحريم كننده هاست. فراموش نكنيم كه مردم خيلي چيزها رو زود فراموش مي كنند. بعد از اين رد صلاحيت ها "مرآتي" خبرنگار 20:30 خوش و خرم بلند مي شه ميره وسط يكي از ميادين تهران و از مردم مي خواد خواسته هاي خودشونو از نمايندگان مجلس هشتم بيان كنن. مردم خسته از همه جا هم با ذوق ديده شدن ير صفحه تلويزيون، حسابي به 20:30 حال ميدن. بعد از چند هفته رقابت بين كانديداهاي اصولگرا برگزار ميشه و ساعت روي ديوار زمان سال تحويل رو نشون مي ده. مردم آجيلشونو ميخورن، انگار نه انگار كه خاني اومده و خاني رفته.

ولي ما كه نمي خوايم تحريم كنيم بايد چي كار كنيم؟

من خودم معتقدم از حضور همين اندك كانديداهاي اصلاح طلب در انتخابات هم مي شه بهره لازم رو برد.

چطوري؟

اول اينكه با راي دادن به اونها شانسشون رو براي نشستن روي صندلي هاي سبز مجلس بالا مي بريم، دوم اينكه با استفاده از فضاي انتخاباتي كه معمولآ بازتره و توجه مردم هم نسبت به مسائل سياسي بيشتره مردم رو به باورهاي اصلاحات آگاه تر مي كنيم. اين كارم بيشتر با تبليغات چهره به چهره صورت مي گيره. اونم نه فقط توسط خود كانديداها، بلكه با حضور همه كساني كه دغدغه اصلاحات دارن، بخصوص جووناي اصلاح طلب. با يه گردش دسته جمعي به كوه، پارك ها و حتي حضور در سالن هاي سينما. مردم بايد به چشم ببينن كه يه جريان ديگه هم به جز گروه اصولگرايان تو اين كشور حضور داره كه فضاي تنفسش تنگ شده. غافل نشيم كه جناح رقيب با تبليغات گسترده و ابزاري كه در اختيار داره تونسته در بين مردم اينجوري وانمود كنه كه اصلآ اصلاح طلبان از جاي ديگه اي اومدن و اهل اين سرزمين نيستن. پس ما هم بايد براي اين مسئله چاره اي كنيم كه حاضر شدن در سطح شهر به نظرم، مي تونه موثر باشه.

هم كوه و خيابون داريم، هم نيرو براي انجام اين كار. تنها چيزي كه احتياج داريم عمل در راه عقيده است.

 

از دوستانم نفیسه زارع کهن و بهروز صمد بیگی دعوت مي كنم كه در اين باره بنويسند. چه بايد كنيم در اين شرايط....؟

 

دوستان همراه:

مي مانيم تا حد امكان،‌نه بيشتر/شهاب طباطبایی

مساله ای به نام ردصلاحیت ها/كريم ارغنده پور

دست هایی که پیش گرفته می شوند/توحيدي

حق گرفتنی است نه دادنی!/حميد يوسفي

چه بايد كرد انتخاباتي/اميد محدث

چی کار می کنید؟/سیبستان

جرات نه گفتن/آرش غفوري

چه بايد كرد؟/سجاد سالك

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 19:0  توسط رضا  | 

درجايي كه ما زندگي مي كنيم فراغت يعني تلف شدن بيهوده ساعت ها . مردم را در خيابان مي بيني كه با عجله راه مي روند. دقت كه كني سردرگمي را در ميان جمعيت مشاهده مي كني.انگار اين مردم فرصتي براي فكر كردن ندارند. اگر در گذشته اوقات فراغت زماني براي تجديد روحيه و انرژي تازه معنا مي شد،امروز در اينجا يعني ايران، اوقات فراغت تنها احساسي است از بيهودگي.ديگر خبري از گاو،هامون ،آژانس شيشه اي و سگ كشي نيست، سينما پر شده از آتش بس،كلاغ پر و توفيق اجباري.

 اگر سرگرمي هاي جوان متمول را بر روي كاغذ بنويسي از يك خط تجاوز نمي كند،چه رسد به جواني كه سهمش از تفريحات سالم و ناسالم شايد به نيم خط هم نرسد. به دفتر مديران فرهنگي كه سر بزني تنها از تهاجم فرهنگي مي گويند و مي شنوند، بي آنكه بلد باشند براي اين مردم هميشه در صحنه ابزار فراغتي بيافرينند. خبر مي آيد كه طرح هاي فرهنگي براي جوانان اين مملكت در دستور كار است، اما نمي دانم چرا همه اين طرح ها به پوشش و عفاف و از  اينجور چيزها مربوط مي شود. انگاراين مردم هيچ مشكل ديگري ندارند كه حالا رنگ جورابشان به مشكل تبديل شده.

اما خودم. مدت ها بزرگترين سرگرمي ام كارم بود.كاري كه به آن علاقه دارم. در آن 6ماهي كه در روزنامه كارگزاران بودم از زمان حركت از منزل تا شب كه از دفتر روزنامه بيرون مي آمدم از وقتم لذت مي بردم. هميشه با امید ایران مهرآخرين نفراتي بوديم كه از روزنامه خارج مي شديم. يادم مي آيد گاهي اوقات هنگام خروج ما از روزنامه، نگهبان ساختمان براي خوابيدن آماده مي شد. لذت ديگري هم بود، وقتي كه بعد از بستن صفحات فردا، مهدی و سجادزنگ مي زدن تا بريم ميدان فردوسي شام دور هم باشيم. البته اين فرصت يكبار بيشتر پيش نيامد اما يكدم را هم مي توان غنيمت شمرد.

 

-----------------

پيوست خاطره

 

يك روز تو سلف دانشكده نشسته بودم كه جند نفر سر ميز كنار من درباره پر كردن تعطيلات عيد نوروز با هم صحبت مي كردند..

اولي: يه اتوبوس هماهنگ كنيم بريم مشهد.

دومي: نه اين بار بريم شمال. امسال سه بار مشهد رفتيم ديگه.

اولي: تا حالا شنيدي شمال كسي رو شفا داده باشه. پايگا ههاي ديگه ماهي يه بار مي رن مشهد، اونوقت ما بريم شمال.....

سومي:..................................

چهارمي:.....................................................

بالاخره دومي تسليم اولي،سومي و چهارمي شد و قرار شد برن مشهد.

 

گاهي فكر مي كنم  يادمان رفته كه ما سهروردي داشتيم. فلسفه اشراقي داشتيم كه مي گفت اگر برگي از درخت بر روي زمين بيفتد هم عامل متافيزيكي دارد و هم عامل زميني. عقلانيت و معنويت هر دو شايسته توجه اند. ساده مي گويم كه هم به شمال احتياج داريم، هم به مشهد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:11  توسط رضا  | 
 

عكس:رضامعمولآ تو فصل زمستون افسردگي بيشتر مي شه،اما من برعكسم هرچي برف بيشتر بياد و هوا سردتر باشه انرژي پيدا مي كنمو سرحال تر مي شم. اما اين قضيه در مورد انتخابات صدق نمي كنه. منظورم اين كه منم مثل بقيه هر چي تنور انتخابات گرم تر باشه سرحال ترم. الآن كه با اين رد صلاحيتا امكان داره فضاي سردي براي اصلاح طلبان بوجود بياد احساس خوبي ندارم. وزير كشور گفت اونايي كه رد صلاحيت شدن نگران نباشن. به نظرم اين يه بازي سياسي بيشتر نيست. اينكه اصلاح طلبان رو تا دم انتخابات به اميد اين وعده ها نگه دارن ، آخرشم هيچ اتفاقي نيفته. اما اين نبايد باعث بشه اصلاح طلبان مثل شوراهاي شهر كه گفتن هدف اصلي ما مجلس هشتمه الآنم هدف خودشونو انتخابات رياست جمهوري بدونن. اين يه دور بر گردون واسه اصلاحات. يعني دوباره روز از نو.

چه نامزدهاي اصلاح طلبان تاييد بشن و چه رد بشن، بايد از فضاي انتخاباتي مجلس براي تغيير گفتمان استفاده كرد. اين تغيير شايد توي تركيب مجلس هشتم بوجود نياد، اما بين مردم بايد نياز به اصلاحات و اصلاح طلبان حس بشه. اين همون كاريه كه بايد براي انجامش از فضاي انتخابات استفاده كرد. فقط نبايد فريب اين دور برگردونا رو خورد. مي دونيد كه طرح دور برگردون مال كيه. اينكه مي گن امكان داره برخي كانديداها تاييد صلاحيت بشن كه البته شايد تعداد اندكي بشن، يه طرحه كه قبل از رسيدن اصلاح طلبان به ميدون انتخابات از دور برگردون نرسيده به ميدون برگردن. پس جريان اصلاحات حتمآ بايد برنامه داشته باشه كه اگر ناچار شد تن به دور برگردون بده دغدغه اصلاحات رو تو افكار عمومي زنده كنه.    

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:56  توسط رضا  | 

امروز كه از همه جا شنيده مي شد بيشتر  اصلاح طلبان رد صلاحيت شدن ياد اخبار ديشب كانال 6 افتادم كه گوينده خبر داشت با آب و تاب پرده از هوچي گري و بداخلاقي انتخاباتي سايت هاي اصلاح طلبان برمي داشت. مي گفت:" اين سايت ها قبل از اينكه نتيجه بررسي صلاحيت ها اعلام شود خبر از رد صلاحيت گسترده كانديداهاي جريان خود دادند."

يكي نيست بگه آخه صدا و سيماي عزيز آبي كه ريخته مي شه رو نمي شه جمع كرد، با هشدارهايي كه خاتمي داده بود و گمانه زني هاي ميان اصلاح طلبان، معلوم بود اصولگراهايي كه زبونم لال به هيچ وجه از رانت خاصي براي پيروزيشان در انتخابات استفاده نمي كنند و كساني كه نمي خوان....به تن اصلاحات باشه به اين راحتيا نمي زارن سنگرهاشون دوباره بدست اصلاح طلبان بيفته. از قرار معلوم مقرر شده كه تو كشور ما هميشه حاشيه بر متن بچربه. ديگه نه از آب و نون مردم خبري هست، نه از نفتي بر سر سفره ، نه از ژاپن اسلامي، نه از گاز و نه از.......

بر عكسش تا دلت بخواد پليس مبارزه با چكمه،كلاه...،پليس كوهستان، تورم متورم شده، مديران متعهدو...داريم. به نظر من كه الآن دو دغدغه اصلي تو كشورمون وجود داره؛ اول اينكه اصلاح طلبان بايد تو خونه هاشون بشينن وبيرون نيان(براي اين كار مي شه يه خط قرمز روي اسم اصلاح طلبان كشيد)، دوم اينكه جوونا هم در انظار عمومي ظاهر نشن يا اگر هم ميشن خوش تيپ ظاهر نشن چون امكان داره يكدفعه غيبشون كنن(براي اين كار هم مي شه تعدادي پليس زن استخدام كر كه زنان هم در عرصه اجتماع فعال بشن).

نمي خواستم اولين پست وبلاگمو كه مصادف با شب تولدمم هست رو اينجوري بنويسم اما اينجوري شد ديگه. زمان انتخابات مجلس هفتم 21 سالم بود، هيچ وقت اون روزها يادم نمي ره.

 فكر نمي كنم شب تولد 25 سالگيمم يادم بره. به هر حال معتقدم كه بايد توي انتخابات حضور فعال و ايجابي داشت، چون تحريم و نگاه سلبي با اين شرايط همون چيزيه كه اصولگراها مي خوان. يادمون نره كه مردم كم كم متوجه شدن كه وعده هاي اقتصادي دولت و مجلس اصولگرا فقط وعده بود و نه بيشتر.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:11  توسط رضا  | 
 
  بالا